ی وقتایی ام هست بحث این نیست که حالت خوبه یا نه؛بحث این نیست که حوصله داری یا نه؛ی جونی هست تو وجودت که انجام بدی اون کار و.یادمه حالم خوب نبود ی روزایی اما مثلا ساعت ۲ شب که حس میکردم بهترم طناب و برمیداشتم میگفتم همین ۲۰۰ تا رو بزن،حالا ۵۰ تا بیشتر.یکم بیشتر لطفا.بیرون پیاده روی نمیرفتم؛نمیدونم چرا دوست ندارم بیرون پیاده روی رفتن و.تو خونه ی عالمه دور میزدم تو هال،گوشی و دستم میگرفتم (چون نرم افزار قدم شمار داره)میگفتم امروز ۳۰۰۰ تا قدم بزن حالا بیرون پیاده منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

برکه آبی تخفیف ویژه فقط برای امروز اقبــــــــــــــــــــــــــــــال نیوز پرشین2 موزیک معرفی کتاب نقد کتاب دانلود کتاب نویسنده